انتظار

خرید بک لینک
بعد از عملیات والفجر هشت ساعت 7 بعد ازظهر دهم اردیبهشت قرار بود گردان به مرخصی برود.که ساعت 5 بعد ازظهر زمزمه شد که آماده باش 100% است و مرخصی ها لغو شده است.مسئول گروهان جهاد از گردان علی اکبر (ع) بودم.نهم مهر شصت و چهار وارد دو کوهه شدیم و نیروهای گروهان را تحویل گرفتیم و آنها را سازماندهی کردیم. دی ماه شصت و چهار بود که بچه ها از مرخصی برگشتند. پس از یک دوره آموزش فشرده در روز بیستم بهمن شصت و چهار بود که عملیات والفجر هشت شروع شد و حدود هفتاد روز در خط پدافندی فاو،البهار بود.ما حالا دیگر مأموریت بچه های گروهان وارد ماه هشتم شده بود یعنی حدود پنج ماه بیشتر از مأموریت اصل اشان. بعد از عملیات والفجر هشت ساعت 7 بعد ازظهر دهم اردیبهشت قرار بود گردان به مرخصی برود.که ساعت 5 بعد ازظهر زمزمه شد که آماده باش 100% است و مرخصی ها لغو شده است.رفتم پیش حاج حمید تقی زاده ( فرمانده گردان علی اکبر) کسب تکلیف کنم و حاج حمید گفت به بچه ها بگو ساعت 5/5 همه ی بچه بیایند حسینیه. بچه ها را به حسینیه هدایت کردم. حاج علی فضلی فرمانده لشکر آنجا بود و قرار شد برای بچه ها سخنرانی کند.ح انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

محمد هادی ذوالفقاری از شهیدان مدافع حرم آل الله، چند سالی میشد برای ادامه تحصیل در علوم فقهی عازم نجف شده بود. محمد هادی با شنیدن خبر داعشیهای تروریست به سرزمین عراق و هتاکیشان به ساحت پاک خاندان رسول الله(ص) درس و بحث را رها کرد و به میدان جنگ با این طرفداران اسلام آمریکایی رفت. سرانجام شهید ذوالفقاری روز بیست و ششم بهمن ۹۳ در سامرا به شهادت رسید و پیکر پاکش در قبرستان وادی السلام نجف به خاک سپرده شد. انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

u200d #یادی_از_شهدااخلاق آقا حامد از زبان همسر شهید حامد بسیار خوشاخلاق، خوشطبع، خونگرم و صمیمی بود. عصبانیتهایم را با سکوت جواب میداد و شرمندهام میکرد. سعی میکرد جلوی عصبانیتش را بگیرد و طرف مقابل را نرنجاند. برای بزرگترها احترام خاصی قائل بود. مادرش یک سال پیش به رحمت خدا رفت. رابطه حامد با خواهرهایش بسیار خوب بود و به آنها علاقه داشت. به من و بچهها علاقهمند بود و توجه بسیار داشت. وقتی از سر کار میآمد با تمام خستگیهایش تمام وقت در اختیار ما بود. بسیار نگران تربیت بچهها بود که در چه محیطی رشد یابند و تربیت شوند. تمام دغدغههای ذهنی و حرفهایی که میخواست به من بگوید را در دفترچهای یادداشت میکرد. این دفترچه در مأموریتها حتی سفر سوریه هم همراهش بود و کارهای روزانهاش را در آنجا برایم مینوشت. وقتی نوشتههایش را مرور میکنم صفحهای نیست که در آن نسبت به من ابراز علاقه نکرده باشد. این نیز یکی از شاخصههای اخلاقش بود و خانواده درجه بالایی برای او به حساب میآمد. وقتی زنگ میزد بسیار با روحیه از اوضاع سوریه تعریف میکرد. بعدها در نوشتههایش متوجه شرایط سخت آنجا انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

u2060u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063u2063■ تمدید جشنواره جبهه مجازی حوزه ایثار و شهادت:: مهلت ارسال آثار برای شرکت در جشنواره «جبهه مجازی حوزه ایثار و شهادت» تا سوم اسفندماه تمدید شد.≡ بخش های جشنواره 1- تکریم و تجلیل از 3 نویسنده فعال در کانالهای تلگرامی در حوزه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت2- تکریم و تجلیل از 3 نفر فعال در اینستاگرام با محوریت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت .3- تکریم و تجلیل از نویسنده 3 مطلب و یا عکس، برحسب میزان بازدید کننده در اپلیکیشن های تلگرام و اینستاگرام با محوریت ترویج فرهنگ ایثار و شهادتادامه مطلب انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

مهدی شاه بیک: ❤️از دعای شهید دخترم شفا یافت❤️راوی:یکی از غسال های بهشت زهرا (س)اون روز اتفاقا حالم خیلی بدتر از روزای قبل بود. آقای صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید. سعی کردکمی بهم روحیه بده. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم برام دعا کنین. رفتم تو اتاق و روی صندلی نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشون میداد. تلفن زنگ زد. بی اختیار گوشی رو برداشتم. آقای صادقی فر بود. گفت بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یه پیشنهاد دارم. بیا همین الان برو قطعه 24 سر مزار شهید جهان آرا و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه تقاضا کن که واسطه شه و شفای دخترت رو از خداوند بگیره من فقط گوش می کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. ادامه مطلب انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

#میخواهم_شبیه_تو_باشم تابستون ها هوای خرمشهر خیلی گرم و زجرآوره!اون قدیما توی خرمشهر مردم خیلی فقیر بودند و کسی تو خونه اش کولر نداشت.شاید چند تا خانواده بودن که کولر داشتن تو خونشون.ماهم جزو اون چند تا خانواده بودیم.وقتی شبها می خواستیم بخوابیم، کولر روشن می کردیم. همین که کولر روشن می شد، محمد می رفت روی ایوان رختخوابش رو پهن می کرد و می خوابید!برام سوال شده بود که این بچه چرا نمیاد توی خونه زیر کولر بگیر بخوابه؟رفتم بهش گفتم:بابا جان!بیا تو خونه!روی ایوان گرمه اذیت می شی!گفت:نمیام، رو ایوان راحت ترم!زیر کولر خوابم نمی گیره!این کار محمد همش برام سوال بود.یک شب ازش خواستم دلیل این کارش رو برام بگه.خلاصه با کلی اصرار بهم گفت:باباجان!تو خرمشهر فقط چند تا خانواده هستند که کولر دارن.می دونی چقدر بدبخت بیچاره ها هستند که کولر ندارن و شبها به سختی و با زجر می خوابند؟دوست ندارم زیر کولر بخوابم و با بدبخت بیچاره ها فرق کنم!دوست دارم مثل اونها باشم!ادامه مطلب انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

حالا نمی دانم شاید دارم اشتباه می کنم؛ ولی حس من این را می گوید که انگشت هایت توی پوتین آزاد آزادند. پوتین برایت خیلی گشاد است. اندازه پایت را نداشتند. مجبوری بندها را محکم تر از معمول ببندی تا پوتین لق نزند. توی این دو سه تا عکسی که از تو دیده ام به وضوح بزرگ تر شده ای. اولش ژست هایت مصنوعی اند. تیربار به آن سنگینی را گرفته ای و داری می شکنی. اما توی عکس های بعدی، عین خیالت هم نیست که آرپی جی به آن یغوری را روی دوش گرفته ای . یه کمی هم مثل این حرفه ای ها سربالایش کرده ای تا مبادا به عکاس شلیک کنی! عجب ابهتی آقا منصور! جای مادرت خالی که بیاید و گل پسرش را از سر تا پا تماشا کند و کیف کند.آدرس فرستنده: دزفول- گردان 101- گروهان 2- دسته2 کدپستی 433آدرس گیرنده: همدان- کبودر آهنگ- پست اکنلو- به روستای چالو(چارلی)- صاحب علی محمدی دریافت کنند.نامه شما رزمنده ها با همدیگر یک تشابه ویژه دارند. یعنی تقریباً همه شما تا عرض ارادت به پیشگاه امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی نمی کردید، و تا به رزمندگان غیور و سلحشور اسلام، سلام نمی دادید، نامه خود را آغاز نمی کردید. این یه ج انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

فاطمه (س) با خطبه فدک یک دفاع مقدس را بنیاد نهاد؛ دفاعی که سرانجامش شهادت برای حفظ حریم امامت بود. او اولین شهید مدافع حرم بود. شهدای ایران: حکومت گمان می کرد حالا که به اوضاع سیاسی پایتخت اسلامی مسلط شده است، باید گام بعدی را محکم تر بردارد. حاکمان جدید، توانسته بودند در سقیفه حکومت را از آن خود کنند و ماجرای غدیر با چند صدهزار نفر شاهد و راوی را بی اثر ساخته و علی (ع) را از جانشینی سیاسی پیامبر (ص) محروم سازند.چند روز بیشتر از آن ماجرا نگذشته بود؛ حالا نوبت به آن رسیده است که با نفوذ اجتماعی و معنوی داماد پیامبر (ص) مبارزه کرده و کاری کنند که دیگر انبوه مردم به او مراجعه نکنند.فدک، یک سرزمین حاصلخیزشاید روی همین تحلیل بود که «غصب فدک» در برنامه حاکمان تازه قرار گرفت. سال هفتم که ماجرای فتح خیبر پیش آمد، یهودیان فدک، بدون خونریزی تسلیم شده و فدک را به پیامبر هدیه دادند. پیامبر (ص) آن را پذیرفت و به خاطر آنکه غنیمت جنگی به حساب نمی آمد، در زمره اموال عمومی قرار نگرفت. وقتی آیه «و آتِ ذَا الْقُربى حَقَّه» (اسراء – 26) نازل شد، پیامبر (ص) این سرزمین را به دخترش ف انتظار...

ما را در سایت انتظار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:23

صفحه بندی